بازگشت به بلاگ
مفاهیم پایه۶ دقیقه مطالعه

تفاوت CRM و اتوماسیون بازاریابی چیست؟

خیلی‌ها این دو را یکی می‌دانند و بعد ابزارِ اشتباه می‌خرند. تفاوت در این است که یکی «قبل از فروش» کار می‌کند و دیگری «حین و بعد از فروش».


این پرسش را تقریباً در هر جلسهٔ اول می‌شنویم: «ما CRM داریم، پس اتوماسیون بازاریابی دیگر لازم نداریم؟» یا برعکس. پاسخ کوتاه این است که این دو رقیب نیستند؛ دو نیمهٔ یک مسیرند. اما اگر تفاوت‌شان را ندانید، به احتمال زیاد پولی خرجِ ابزاری می‌کنید که مسئلهٔ فعلیِ شما را حل نمی‌کند.

تعریف ساده و بدون اصطلاح

اتوماسیون بازاریابی با «آدم‌هایی که هنوز مشتری نشده‌اند» کار می‌کند. کارش این است که رفتار بازدیدکننده را ردیابی کند، او را در دسته‌های معنادار قرار دهد و بر اساس رفتارش پیام درست را در زمان درست بفرستد — پیامک، ایمیل، نوتیفیکیشن یا پیام درونِ سایت.

نرم‌افزار CRM با «آدم‌هایی که وارد گفت‌وگو شده‌اند» کار می‌کند. کارش این است که سرنخ‌ها را در پایپ‌لاین فروش نگه دارد، تاریخچهٔ هر تماس و پیام را ثبت کند و به کارشناس فروش بگوید امروز باید با چه کسی و دربارهٔ چه چیزی صحبت کند.

اتوماسیون بازاریابی تعدادِ گفت‌وگوها را زیاد می‌کند؛ CRM کیفیتِ گفت‌وگوها را.

تفاوت در عمل: یک مثال واقعی

فرض کنید فروشگاه لوازم آرایشی دارید. کاربری وارد صفحهٔ یک کرم ضدچروک می‌شود، سه بار در یک هفته برمی‌گردد، ولی خرید نمی‌کند.

  • کارِ اتوماسیون بازاریابی: این رفتار را می‌بیند، کاربر را در سگمنت «علاقه‌مندِ مردد» می‌گذارد و روز سوم یک پیامک با محتوای مرتبط (نه تخفیفِ کور) برایش می‌فرستد.
  • کارِ CRM: وقتی همان کاربر روی «مشاوره می‌خواهم» کلیک کرد، پرونده‌اش با تمام تاریخچهٔ بازدیدش روی میز کارشناس فروش باز می‌شود — کارشناس می‌داند دقیقاً دنبال چه بوده.

بدون اتوماسیون، آن کاربر هرگز به مرحلهٔ گفت‌وگو نمی‌رسید. بدون CRM، کارشناس فروش از صفر شروع می‌کرد و می‌پرسید «چه کمکی از دستم برمی‌آید؟» — یعنی همان تجربه‌ای که مشتری را فراری می‌دهد.

کسب‌وکار شما اول به کدام نیاز دارد؟

یک قاعدهٔ سرانگشتی که در عمل جواب داده: به گلوگاه‌تان نگاه کنید، نه به چیزی که رقیب‌تان خریده است.

  1. 1اگر ترافیک دارید ولی سرنخِ کافی نه — مسئلهٔ شما بالای قیف است؛ از اتوماسیون بازاریابی شروع کنید.
  2. 2اگر سرنخ دارید ولی نرخ تبدیل پایین است یا سرنخ‌ها گم می‌شوند — مسئلهٔ شما وسط قیف است؛ از CRM شروع کنید.
  3. 3اگر مشتری می‌گیرید ولی برنمی‌گردد — مسئلهٔ شما بعد از فروش است؛ باشگاه مشتریان و کمپین‌های نگه‌داشت را جدی بگیرید.

نکتهٔ مهم: جدا بودنِ این دو، خودش یک مشکل است

بیشترِ کسب‌وکارهایی که با آن‌ها کار کرده‌ایم، هر دو ابزار را داشتند — ولی از دو شرکت مختلف. نتیجه این بود که دادهٔ رفتاریِ سایت هرگز به دستِ کارشناس فروش نمی‌رسید و کمپین‌های بازاریابی هم نمی‌دانستند کدام سرنخ در نهایت خرید کرده است. عملاً دو جزیرهٔ داده که با فایل اکسل به هم وصل می‌شدند.

ارزش واقعی وقتی آزاد می‌شود که این دو یک پایگاه دادهٔ مشترک داشته باشند: کمپینی که راه انداخته‌اید بداند کدام سرنخ بسته شد، و کارشناس فروش بداند مشتری قبل از تماس چه صفحه‌هایی را دیده است.

می‌خواهید ببینید این یکپارچگی در عمل چه شکلی است؟ در یک جلسهٔ کوتاه با دادهٔ خودتان نشان‌تان می‌دهیم.

درخواست دموی زنده

خواندنِ بعدی