بازگشت به بلاگ
مفاهیم پایه۸ دقیقه مطالعه

اتوماسیون بازاریابی چیست و چطور کار می‌کند؟

اتوماسیون بازاریابی، ارسال پیام بیشتر نیست؛ ارسال پیام کمتر ولی مرتبط‌تر است. تفاوتش با پنل پیامک در یک کلمه خلاصه می‌شود: رفتار.


اتوماسیون بازاریابی یعنی به‌جای اینکه آدم‌ها دستی تصمیم بگیرند چه پیامی برای چه کسی و چه زمانی برود، این تصمیم را از قبل به‌شکل یک مسیر طراحی کنی و سیستم بر اساس رفتار واقعی هر مشتری اجرایش کند. سه جزء دارد: ردیابی رفتار مشتری، گروه‌بندی مشتریان بر اساس آن رفتار، و مسیرهای خودکاری که با اتفاق افتادن یک رفتار مشخص فعال می‌شوند. تفاوتش با پنل پیامک همین است: پنل پیامک به لیست ارسال می‌کند، اتوماسیون بازاریابی به رفتار واکنش نشان می‌دهد.

مسئله‌ای که حل می‌کند

بیشتر کسب‌وکارها یک لیست شماره دارند و هر از چندی یک پیام تبلیغاتی برای همه‌شان می‌فرستند. مشکل این روش این نیست که جواب نمی‌دهد — گاهی می‌دهد — مشکل این است که هزینه‌اش ثابت و اثرش تصادفی است: همان پیام برای کسی می‌رود که دیروز خرید کرده و برای کسی که یک سال است غیبش زده، با یک متن یکسان. مشتری‌ای که پیام بی‌ربط می‌گیرد، دفعهٔ بعد بازش نمی‌کند.

از طرف دیگر، کارهایی هست که همه می‌دانند باید انجام شوند ولی هیچ‌وقت نمی‌شوند: پیگیری کسی که سبد خرید را رها کرد، خوشامد به مشتری تازه، یادآوری به کسی که چند ماه است خرید نکرده. این‌ها دستی انجام‌شدنی نیستند چون تعدادشان زیاد است و زمان‌بندی‌شان برای هر نفر فرق می‌کند. دقیقاً همین‌جاست که اتوماسیون معنا پیدا می‌کند.

سه جزء اصلی

۱) ردیابی رفتار مشتری

با افزودن یک اسکریپت به سایت، رفتارهای قابل اندازه‌گیری به رویداد تبدیل می‌شوند: بازدید صفحه، جست‌وجو، مشاهدهٔ محصول، افزودن به سبد، خرید و رها کردن سبد. تا وقتی بازدیدکننده شناسایی نشده، این رفتارها زیر یک شناسهٔ بی‌نام جمع می‌شوند؛ به‌محض اینکه خرید کند، فرم پر کند یا وارد حساب کاربری شود، همان سابقه به پروفایل او وصل می‌شود.

۲) بخش‌بندی مشتریان

وقتی رفتار ثبت شد، می‌توانی مشتری‌ها را با معیارهای واقعی گروه‌بندی کنی: آخرین خرید، مبلغ و تعداد خرید، مدت زمان عدم خرید، محصولاتی که دیده‌اند، سبد رهاشده و ویژگی‌های خودشان. نکتهٔ مهم این است که این گروه‌ها زنده‌اند — کسی که امروز خرید کند، همان لحظه از گروه «غیرفعال» بیرون می‌رود، بدون اینکه کسی فایلی را به‌روز کند. اگر می‌خواهی یک روش استاندارد برای این کار ببینی، مدل RFM نقطهٔ شروع خوبی است.

۳) مسیر خودکار مشتری

مسیر، یک فلوچارت است: شرط ورود، فاصلهٔ زمانی، پیام، بررسی نتیجه و دو شاخهٔ بله/خیر. یک‌بار طراحی می‌شود و بعد برای هر مشتری‌ای که شرط ورودش را برآورده کند، جداگانه و از ابتدا اجرا می‌شود. مهم‌ترین قاعده‌اش هم این است: هر کس هدف کمپین را انجام دهد، خودکار از مسیر خارج می‌شود و پیام‌های بعدی را نمی‌گیرد.

اتوماسیون بازاریابی درست، تعداد پیام‌ها را کم می‌کند نه زیاد. فقط پیام‌هایی که می‌مانند، مرتبط‌ترند.

یک مثال کامل

فرض کن فروشگاه پوشاک داری. مسیر «بازگشت مشتری غیرفعال» را این‌طور می‌چینی:

  1. ۱شرط ورود: مشتری‌ای که ۹۰ روز است خرید نکرده و قبلاً حداقل یک خرید داشته.
  2. ۲پیامک اول با اشاره به دسته‌ای که قبلاً از آن خریده — نه یک تخفیف عمومی برای همه.
  3. ۳سه روز صبر.
  4. ۴شرط: خرید کرد؟ اگر بله، از مسیر خارج می‌شود و برچسب «برگشته» می‌گیرد.
  5. ۵اگر نه، پیام دوم با یک انگیزهٔ متفاوت، مثلاً محصولات تازهٔ همان دسته.
  6. ۶اگر باز هم خرید نکرد، به گروه «نیازمند بررسی دستی» منتقل می‌شود تا تیم تصمیم بگیرد؛ نه اینکه تا ابد پیام بگیرد.

این مسیر یک‌بار ساخته می‌شود و بعد هر روز، برای هر کسی که وارد شرطش شود، خودش اجرا می‌شود. همین ساختار را می‌توانی روی محصول واقعی در صفحهٔ اتوماسیون بازاریابی کایزن ببینی.

از کجا بفهمی جواب داده؟

بدون اندازه‌گیری، اتوماسیون فقط ارسال خودکار است. دو چیز را باید ببینی: قیف هر کمپین (چند تا ارسال شد، چند تا تحویل شد، چند تا کلیک خورد، چند تا به خرید رسید) و درآمد منتسب به کمپین، یعنی درآمد حاصل از مشتریانی که پس از تعامل با کمپین خرید کرده‌اند.

یک تذکر صادقانه دربارهٔ «درآمد منتسب»: این عدد ثابت نمی‌کند که کمپین باعث خرید شده؛ فقط می‌گوید این خریدها بعد از تعامل با کمپین اتفاق افتاده‌اند. بخشی از آن‌ها احتمالاً به‌هرحال خرید می‌کردند. راه نزدیک‌شدن به جواب واقعی، تست A/B است: دو نسخه از پیام را روی دو بخش از مخاطبان می‌فرستی و عملکردشان را مقایسه می‌کنی.

تفاوتش با پنل پیامک، در یک جدول ذهنی

  • پنل پیامک به یک لیست ارسال می‌کند؛ اتوماسیون به یک گروه زنده که خودش به‌روز می‌شود.
  • پنل پیامک زمان ارسال را از تو می‌گیرد؛ اتوماسیون زمان را از رفتار مشتری می‌گیرد.
  • پنل پیامک نمی‌داند گیرنده بعدش خرید کرد یا نه؛ اتوماسیون نتیجه را به همان کمپین وصل می‌کند.
  • پنل پیامک کسی را از لیست خارج نمی‌کند؛ اتوماسیون هر کس را که به هدف رسید از مسیر بیرون می‌برد.

از کجا شروع کنی

اشتباه رایج، ساختن ده مسیر در هفتهٔ اول است. توصیهٔ عملی: با یکی شروع کن که مسئله‌اش را دقیق می‌شناسی — معمولاً سبد خرید رهاشده یا بازگشت مشتری غیرفعال — و تا وقتی عددش را یک ماه ندیده‌ای، مسیر دوم را نساز. اتوماسیونی که کسی نتیجه‌اش را نگاه نمی‌کند، فقط هزینهٔ پیامک است.

می‌خواهی ببینی روی کسب‌وکار خودت اولین مسیر خودکار چه باید باشد؟ در یک جلسهٔ کوتاه با هم می‌چینیمش.

دموی کایزن را ببین

خواندنِ بعدی